روایتی از تار و پود؛ رقصِ رنگ در گذرِ زمان
شصت سال...
شصت خزان و بهار از عمر این بافتهها گذشته است. اما شگفتانگیز است که زمان، نه تنها گردِ پیری بر رخسارشان ننشانده، بلکه عیارشان را صدچندان کرده است. هنرِ دستِ بافندهی چالشتری، همچون کیمیایی است که گذرِ ثانیهها را به درخششِ بیشتر تبدیل میکند. رنگهای لاکی و سرمهایِ جاندار، که از دلِ طبیعت گرفته شدهاند، حالا پس از شش دهه پختگی، با وقاری بیمانند بر دیوار خودنمایی میکنند.
این قطعات، راویانِ خاموشِ قصههایی هستند که نیمی از آن در گذشته نوشته شده و نیمی دیگر قرار است در قرنهای آینده خوانده شود. خاصیتِ فرش اصیل ایرانی همین است؛ زوالناپذیر و جاودانه.
این قابها تا صدها سالِ دیگر نیز، استوار و درخشان باقی خواهند ماند تا به آیندگان یادآور شوند که «هنر» هرگز نمیمیرد، بلکه هر روز زیباتر، عمیقتر و اصیلتر متولد میشود.
اینجا، روی این دیوار، زمان متوقف نشده؛ بلکه زمان به تعظیمِ هنر ایستاده است.
دیدگاه خود را بنویسید